سيد هادى خسرو شاهى
64
ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامى در قاهره - مصر ( فارسى )
و از شريعت اسلامى فاصله گرفتهاند و پيروان اين مذاهب بودند كه ميان ايدئولوژى و شريعت از يك سو و مذهب بهعنوان يك مذهب داراى اصول و مبانى فقهى و سياسى از ديگر سو ، جدايى افكندند . ناگزير هستيم اين مراحل را پشت سر بگذاريم ، زيرا همه نسبت به دلايل تفرقه بين امت اسلامى و تأثير منفى ناشى از آن و همچنين از شرايط حاضر اطلاع داريم كه اكنون مسلمانان همگى دور هم مىنشينند و درباره هر مسئله كوچك و بزرگ ، به بحث مىپردازند و راهحل ارائه مىدهند و در همان لحظه همه مردم ، با تمام وسايل ، از آن مطلع مىشوند . از اين رو اگر « بيمارى » شناخته شود ، « درمان » آسان مىگردد . . . ما اكنون در سطح فرهنگى به خوبى آگاهى داريم چه دلايلى به عقبماندگى امت و تفرقه بين علما و پيروان اين علما و چگونگى رسيدن به اين مرحله ، انجاميده است . ما الان در جستوجوى درمان هستيم . . . از اين رو يك پيشنهاد دارم كه به هيأت علمى محترم ( در اين ميزگرد ) ارائه مىكنم و آن اينكه تقريب بين مذاهب نياز به « تقريب » جديد ندارد ؛ زيرا مذاهب واقعيتهاى عينى هستند و چنان كه گفتيم ، نمىتوان مذاهب را در يك مذهب واحد ادغام كرد . اين يكى از امتيازات اسلام است زيرا فقه اسلام ، فقه مذاهب است و تا روز قيامت ادامه خواهد يافت و راز جاودانگى آن همين است ، ولى آنچه مورد نظر است ، تقريب ميان پيروان اين مذاهب ، بهويژه ميان علماست - و نمىگويم ميان عوام ، زيرا عوام مذهبى ندارند و كسى كه به آنان مذهب مىبخشد ، علما هستند . در اين مورد سخنى را ذكر مىكنم . « العلماء